همراهی و همدمی با بیماران مبتلا به سرطان
 

گاهی در زندگی حوادثی اتفاق می افتد که تمام نقشه زندگی فرد را عوض می کند. دنیای فرد دگرگون و آینده او مبهم می گردد. بیماری های درمان ناپذیر از جمله ی این حوادث هستند. سرطان های بدخیم در حال حاضر، درمان قطعی ندارند و سالانه قربانیان فراوانی می گیرند. با این همه پیشرفت های چشمگیری در طولانی نمودن عمر بیماران مبتلا به سرطان های بدخیم حاصل شده است. با پیشرفتی که در علم ژنتیک، دیجیتالی شدن ابزارهای معاینه و درمان و نیز افزایش روزافزون دانش ما در آسیب شناسی بسیار نوید بخش پیروزی نهائی انسان در جدال با این بیماری هاست.
افراد مبتلا به سرطان، با اطلاع ازاین بیماری، امید به زندگی و بهبودشان را از دست می دهند آنان از لحاظ روحی آسیب پذیر ترین افراد هستند و از این رو باید به امیدوارکردن و تقویت روحیه آنان کمک کرد
.
(سرطان)، برای بسیاری از مردم واژه یی ترسناک است؛ درست مثل حس ترس از تاریکی دریک مکان ناشناخته.  اما همین که با آن مکان آشنا باشی، ترس حضور در آنجا به هنگام تاریکی از بین می رود. سرطان هم اینگونه است. در برخورد اول، با شنیدن نام این بیماری، ترسی وجود انسان را فرامی گیرد؛ ترس از مرگ و نیستی. اما همین که بدانی پیشرفت های علم پزشکی در این زمینه تا چه حد به کنترل و درمان این بیماری کمک کرده است یا تشخیص بیماری در مراحل اولیه، بسیار زیاد به بهبود این بیماری کمک خواهد کرد یا نقش امیدواری در بهبود سرطان و طول عمر بیماران چقدر است، نگرانی ها در خصوص درمان ناپذیر بودن سرطان کاهش خواهد یافت.
نحوه ی مواجهه با این بیماری از سوی فرد، خانواده و جامعه نیز عامل مهم دیگری است که در درمان یا کنترل این بیماری موثر واقع می شود. اما به رغم پیشرفت های علمی کشور در تشخیص و درمان سرطان، بخش مربوط به نگرش و نحوه ی مواجهه با این بیماری در جامعه از توجه برکنار مانده است.
شیوه رفتار و دیدار بیماران مبتلا به سرطان، کاری آسان نیست. ممکن است حتی یک روانشناس و یا روانپزشک نتواند کلمه و یا جمله مناسبی برای همدردی و یا برخورد با این دسته از بیماران بیاید. با این همه یک امر مسلم است. اگر برخورد با بیمار از روی محبت و دلسوزی و همدردی باشد، بر روح و جان بیمار می نشیند ونه تنها بسیار تسکین بخش خواهد بود بلکه شانس غلبه بیمار بر این بیماری را چندین برابر افزایش می دهد. همین حقیقت در مورد بیماران مبتلا به بیماری های ویروسی مثل ایدز هم صدق می کند.
در زیر به چند رهنمود کاربردی در برخورد با بیماران مبتلا به سرطان می پردازیم و سایر شیوه های برخورد را به تجربه خود شما و استفاده از عقل سلیم واگذار می کنیم.

حرف‌هایی که می توان در ملاقات با بیمار مبتلا به سرطان زد

وقتی فردی بسیار بدحال یا بسیار وحشت‌زده است، قاعدتا علاقه‌ای به گفتگو در مورد مسایل اجتماعی یا اقتصادی یا سیاسی ندارد؛ اصولا مسایل خیلی معمولی که مورد علاقه فرد بیمار هم باشند بهترین جملاتی هستند که در زمان عیادت استفاده می‌شوند. این مسایل هم برای بیمار جذاب هستند و هم باعث می‌شوند برای مدتی بیماری را از یاد ببرد. در واقع، مهم‌ترین نکته این است که موضوعات مورد علاقه بیمار (و نه موضوعات مطرح روز) در آن زمان مورد بحث قرار بگیرند. اما اگز خود بیمار به مسائل فرهنگی و یا اجتمایع علاقه نشان می دهد آن وزمان می توان وارد این عرصه ها شد.
 
در بخورد اول
به هنگام جویا شدن حال بیمار همیشه باید از همان جمله معمولی " حالت چه‌طوره؟"  استفاده شود. حتی ادای این جمله با صدای محزون و غم انگیز؛ کاری نادرست است . چون ممکن است بیمار در آن لحظه واقعا احساس خوبی داشته باشد اما همین لحن؛ او را به دنیای بیماری برگرداند. درواقع تکنیک صحیح برقراری ارتباط در چنین موقعیت‌هایی توجه به لحن و نوع جواب بیمار است
شوخی کردن و خندان بیمار و توجه او را از بیماری به امور جاری و معمولی زندگی بسیار مهم است. خنده موجب نشاط و تقویت سیستم دفاعی بدن می شود
 جملاتی که بیماران مبتلابه سرطان دوست دارند از نزدیکان خود بشنوند

(می‌خواهم بدانی که من فقط به خاطر تو اینجا هستم... واقعا دوستت دارم و...( . این جملات شاید خیلی کلیشه‌ای و کتابی یا خیلی ساده و حتی لوس به نظر بیایند اما تحقیق روی بسیاری از بیماران مبتلا به سرطان نشان داده اینها دقیقا جملاتی هستند که این بیماران نیازمند شنیدن آنها هستند. فرد بیمار ناخودآگاه دنبال علتی می‌گردد که باعث ابتلای او به سرطان شده است، حتی برخی بیماران گمان می‌کنند این بیماری مجازاتی برای گناهانی است که انجام داده‌اند. دقیقا به همین دلیل، استفاده از جملاتی مثل «این بیماری برای هر کسی ممکن است اتفاق بیفتد؛ حتی خود من» می‌تواند کمک‌کننده باشد.

از بحث در مورد بیماری پرهیز کنید

اگر پزشک معالج بیمار نیستید هرگز در مورد بیماری و شیوه درمان آن صحبت نکنید. سرطان یک بماری ناشناخته است و برای همین هم نوع بدخیم ان درمان قطعی ندارد.  از هرگونه بحث پیرامون، چشم انداز بیماری، شیوه های درمان،  چگونگی رابطه با دستگاه درمانیو غیره حود داری کنید.
.
جملاتی که بیماران مبتلا به سرطان دوست ندارند بشنوند
 برای ایجاد اکثر سرطان‌ها زمینه‌هایی لازم است و تحت تاثیر عوامل خاصی بافت سرطانی شروع به رشد می‌کند. این عوامل و زمینه‌ها، فاکتورهای خطر نام دارند. همه بیماران سرطانی به فاکتورهای خطر مربوط به سرطان خود بارها می‌اندیشند و شاید خود را در مورد بعضی از موارد گناهکار بدانند. بنابراین هیچ‌گاه نباید این بیماران را با به خاطر آوردن این موارد سرزنش کرد؛ مثلا یادآوری کار کردن زیاد بیماری یا نداشتن استراحت کافی هیچ کمکی در حل مشکل او نمی‌کند. حتی بحث کردن در مورد شیوه تغذیه فرد یا سیگار کشیدن او هم نادرست است. همه این موارد باعث برگشتن ذهن بیمار به اشتباهات گذشته می‌شوند، در صورتی که هنگام صحبت با بیمار سرطانی همیشه باید حس امید به آینده را در او زنده کرد

چه کمکی از دست‌مان برمی‌آید؟

 فرد مبتلا به سرطان در آغاز ذهن بسیار مغشوش و آشفته‌ای دارد. هر فکری اعم از شیوه درمان، عوارض داروها، نوع زندگی آینده، مرگ و بسیاری ترس‌ها و امیدهای دیگر در ذهن او جریان دارد. این فرد حتی در صورت داشتن توانایی فیزیکی لازم برای انجام کارهای شخصی معمولا تک‌تک نیازهای زندگی روزمره خود را مثل قبل به خاطر نمی‌آورد، بنابراین برای کمک کردن به این بیماران نباید منتظر درخواست آنها برای انجام کاری شد بلکه باید هرگونه نیاز به کمک احتمالی را سوال کرد؛ مثل برگرداندن فرزندان بیمار از مدرسه به خانه، کمک به بیمار برای تهیه مایحتاج منزل، آماده کردن غذا، مرتب کردن خانه، خریدن وسایلی خاص یا هرگونه احتیاج قابل پیش‌بینی دیگر.
گاه سکوت شما و نگاه و تبسم خیلی مهم است
نگاه محبت‌آمیز عیادت کنندگان فرد بیمار، نوازش و در آغوش کشیدن بیمار همگی آثار مثبتی روی او به جای می‌گذارند
حتی ایستادن در اتاق با سکوت کامل برای بیمارانی که بدحال هستند یا جراحی‌های بزرگ داشته‌اند می‌تواند آرام‌بخش باشد