دکتر مسعود افتخاری

زمانی که تغییر خود ضروری تر از تغییر دنیا و دیگران است

نگاهی بالینی به

                                                          شخصیت ناسازگار

انسان موجودی اندیشمند است. اندیشه ژرف و بی انتهای انسان، به سهم خود در خلق احساسات و تنش های روانی او مستقیما تأثیرگذاراست. نه کنترل اندیشه انسان امری آسان و نه هدایت و رام نمودن اسب سرکش احساسات موضوعی پیش پا افتاده است. انسان در کشاکش "اندیشه" و"احساس" ناگزیر باید "رفتار" کند. رفتار انسان، مستقیما و بی واسطه، از احساس او بر می خیزد. با این تحلیل، برای تغییر رفتار فرد باید سراغ احساس او رفت و برای فهم رفتار او باید در مرحله بعد لاجرم به کاوشگری دراندیشه و نگاه او به خود، خانواده، جامعه و جهان پرداخت
هر انسانی یک شخصیت ویژه دارد که شبیه هیچ فرد دیگر (حتی همزاد دوقلوی خود نیز) نیست. زمانی ما از شخصیت ناسازگار و یا اختلال شخصیت حرف می زنیم که رفتار و عملکرد بیرونی و اجتماعی انسان، افراطی، سرسختانه و غیر قابل تطبیق می شود. شخصیت ناسازگار از دوران کودکی شروع می شود و تا دوران بزرگسالی ادامه یافته  و ماندگار می شود. با اینکه  شخصیت ناسازگار قابل تغییر نیست اما با درمان به موقع و پشتیبانی کافی، چنین افرادی می توانند یک زندگی کامل و ثمربخش داشته باشند

.
شخصیت ناسازگار، بر پایه خصلت های منفی انسان بنا شده است و خصلت های انسان(چه منفی و چه سازگار) محصول یک دوره طولانی از زندگی است که در طی آن، تربیت، رفتار پدر و مادر، سختی های دوران رشد، حوادث مهم زندگی، میزان سواد و آگاهی، نوع معیشت و نیز کنش های اجتماعی نقش های ماندگار درتکوین شخصیت او ایفا نموده اند
شخصیت ناسازگار یکی از پیچیده ترین مباحث رفتار شناسی، روانشناسی کاربردی و روانپزشکی است. از آنجائی که بر خلاف سایر شاخه های علم پزشکی که در آنها با آزمایش و معاینه و عکسبرداری می توان به تشخیص بیماری دست پیدا کرد، در روانپزشکی و روانشناسی، تنها منبع اطلاعاتی برای تشخیص، گزارش خود بیمار، نظارت بالینی و یا مشاهدات سوپژکتیوی اطرافیان است. از این رو هم تشخیص شخصیت های ناسازگار و هم درمان آنها بسیار مشکل می باشد

.
افرادی که از شخصیت ناسازگار رنج می برند عموما انرژی زیادی صرف تنظیم رابطه با خانواده، محیط کار و سایر کنش های بیرونی می کنند. این افراد به سرعت در درگیری و تقابل با دیگران قرار گرفته و معمولا یا احساس می کنند که مورد بی عدالتی و بدرفتاری واقع شده اند و یا خود مستمرا دیگران را در معرض بدرفتاری و آزار و اذیت قرار می دهند. به بیان ساده این افراد مرتبا موج منفی به بیرون از خود ارسال می کنند. رفتار آنها به قدری اتوماتیک و سازمان یافته است که گاه حتی خود نیز متوجه بازتاب و پیامد ویران ساز این رفتار نمی شوند. به همین جهت اغلب پریشان و نگران از این هستند که چرا نمی توانند در محیط کار و کنش اجتماعی سازگاری کافی داشته باشند. بی تردید هیچ انسانی (مشروط بر اینکه از سادیسم رنج نبرد) نمی خواهد موجب آزردگی خاطر و رنج  در دیگران شود. افرادی که اختلال شخصیت دارند نیز نه از روی کین بلکه به اقتضای طبیعت این مشکل روانی در محیط کار و خانواده درگیری به وجود آورده و گاه طوفانی از کشمکش بین اطرافیان خود ایجاد می کنند
.
شخصیت چیست؟

شخصیت"، بیانگر آن دسته از ویژگی‌های فردی است که شامل الگوهای ثابت فکری، عاطفی و رفتاری است"
افرادی که از مشکل شخصیت ناسازگار رنج می برند با چهار ویژگی تعریف می شوند
     یک - پریشان فکری و پریشان حالی. این افراد در زندگی متداول عذاب هیجانی یا جسمانی را تجربه می کنند و بیشتر اوقات بی قرار، کم حوصله، بدخلق و خسته هستند
    دو - در بیشتر اوقات در انجام امور روزمره زندگی ناتوان هستند
    سه - با رفتار و تصمیمات نادرست خویش، برای خود و دیگران ایجاد خطر می نمایند
   چهار - رفتار آنها با اصول و قراردهای اجتماعی منطبق  نبوده و از طرف جامعه پذیرفتنی نیست. از این رو اغلب این افراد دیر یا زود با قانون در افتاده و گرفتار سیستم حقوقی می شو
ند
اشخاصی که به مشکل شخصیت ناسازگار دچار هستند، صفات شخصیتی مغایر با استانداردهای رایج در جمع و جامعه دارند و این صفات، به اندازه ای در وجود فرد، ریشه دار و سازمان یافته هستند که در برابر هرگونه تغییر و دگرگونی مقاومت می‌کنند. در بیشتر مواقع این اشخاص گمان می‌کنند دیگران باید تغییر کنند تا با رفتار ناهنجار آنها تطبیق پیدا کنند و نه بر عکس. اشخاص مبتلا به مشکل شخصیت  ناسازگار،خود و دنیا را به گونه‌ای تفسیر می‌کنند که برایشان به شدت ناراحت ‌کننده است و یا توانایی آن‌ها را برای زندگی عادی از بین می‌برد. تجربه‌های ناسازگارانهٔ آن‌ها از خودشان و از زندگی ، ازدوران  کودکی و نوجوانی آغاز می‌شود و به ‌تدریج و در همه جا بر زندگی‌شان تأثیر می‌گذارد. شخصیت ناسازگار انواع مختلف دارد و اندیشه، احساس و رفتار مورد تجربهٔ شخص بسته به نوع مشکل شخصیت، می‌تواند متفاوت باشد. شخصیت می‌تواند سازگار و یا ناسازگار باشد و این ارتباط نزدیکی با انعطاف‌پذیری دارد.
شخصیت ناسازگار یعنی رفتارهای ناهنجار و انعطاف‌ناپذیر در برخورد با محیط و موقعیت‌ها
شخصیت ناسازگار به عنوان پدیده رفتارشناسانه یک عرصه وسیع از روانشناسی  است  و در این نوشتار اجمالی حتی نمی توان یه مهمترین سرخط های آن پرداخت. در این نگاه کوتاه من می خواهم چند رهنمود کاربردی برای افرادی داشته باشم که از این مشکل رنج می برند و با اینکه همه تلاش خود را به عمل می آورند که خوب زندگی کنند اما در عمل ناموفق هستند
بد نیست ابتدا مهمترین انواع شخصیت های ناسازگار را نام ببریم که حداقل با اسم آنها آشنا شده باشیم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

انواع شخصیت های ناسازکار

 خودشیفته (Narcististic)
 دارای یك حس خودباوری بیش از حد بوده و شیفته قدرت هستند. نسبت به دیگران بی علاقه هستند. خواستار توجه دیگران بوده و احساس می كنند كه سزاوار توجه ویژه هستند. از دیگران برای رسیدن به هدف استفاده می کنند و به شدت فرصت طلب بوده و رفتاری کلاهبردارانه دارند. این افراد یک کینه وسیع در وجود خود را پنهان می کنند

 بدبین(Paranoid)
این افراد دارای شك و بی اعتمادی بیش از حد به همه کس و همه چیز هستند و حالت تدافعی و حساسیت بیش از حدی نسبت به دیگران دارند. به جای کشف علل علمی و قابل فهم حوادث و پدیده ها و رفتار انسان ها ، خیال می کنند که توطئه ای در کار است و یا دیگران با یک نیت بدخواهانه  در حال آسیب زدن به آنها هستند.

 (Schizoid)
 از نظر احسای سرد هستند. در برقراری ارتباط با دیگران مشكل دارند. گوشه گیر ، خجالتی، خرافاتی و از نظر اجتماعی منزوی هستند. این افراد حتی به بهداشت و سلامتی خود نیز چندان اهمیتی نمی دهند. اغلب افکار عجیب ماورای توان بشری دارند مثلا فکر می کنند که از استعداد و یا توان بی نظیری برخورداند که بقیه افراد از آن بی بهره می باشند. دیگران معمولا از چنین افرادی می ترسند در حالی که در حقیقت چنین افرادی اصلا بد یا خطرناک نیستند

.
 وسواسی -  (Obsessive-Compulsive)
مطلق بین و کمال گرا هستند. دارای عادت خشك و مردد بوده و نیازهای طبیعی خود را مهار می كنند. آنها دوست دارند بر همه چیز و در همه حال کنترل داشته باشند. به شدت از اشتباه می ترسند. به شکلی افراطی دقیق، ریزبین و مشکل پسند هستند. هر تغییر جزئی در محیط موجب بروز اضطراب و بی قراری و خودخوری در آنها می شود
 
نمایشی (Histeric)

 این افراد سخت نیازمند دریافت تشویق و تحسین و توجه از طرف دیگران هستند. اگر آن مقدار از توجه را به دست نیاورند به هر کاری برای جلب نظر دیگران دست می زنند. وابسته، فاقد بلوغ فكری، زود رنج، مدام خواستار تشویق و توجه دیگران بوده و به شکلی ظاهری، سطحی و نمایشی با دیگران ارتباط برقرار کرده و جلب توجه می كنند

 دوری گزین- اجتناب کننده (Avoidant)
ترس و واكنش بیش از حد نسبت به رد شدن، اعتماد به نفس پایین، از نظر اجتماعی گوشه گیر و وابسته هستند

 وابسته (Dependent)
 غیرفعال، بیش از حد پذیرای نظرات دیگران، ناتوان در تصمیم گیری و فاقد اطمینان هستند. بی تفاوت، مهاجم، سرسخت، بدخلق و قهركننده، ترسان از صاحب اختیار بودن و سهل انگار هستند. همیشه كارها را به تعویق انداخته، استدلالی بوده و به سختی از دیگران كمك پذیرفته یا عقاید خود را كنار می گذارند.

 ضداجتماعی (Antisocial)
خودپسند، بی عاطفه، بی نظم و بی قاعده، تحریك پذیر و بی پروا هستند. از تجارب، درس عبرت نمی گیرند و در تحصیل و كار ناموفق هستند

 بینابینی (Borderline)

 تحریك پذیر، دارای شخصیت ناپایدار و تغییر شخصیتی هستند. احساسات خود از جمله خشم، ترس و احساس گناه را نابجا بروز می دهند. نمی توانند خود را كنترل كنند. مشكلات هویتی دارند. ممكن است اقدام به خودزنی كنند(ایجاد جراحت یا سوزاندن قسمتی از بدن برای كاهش تنش خود) و گاهی دست به خودكشی می زنند. در تنظیم  رابطه و نگهداشتن رابطه با دیگران به شدت ضعیف و دچار مشکل هستند
اکنون که به طور اجمالی به تفکیک و توصیف شخصیت ناسازگارپرداختیم در ادامه به شرح تفصیلی تر این اختلالات می پردازیم و به داده ها و علائم بالینی آنها می پردازیم به این امید که خوانندگان بتوانند یک تصویر نسبتا کامل از این مشکل شخصیتی که راهبند توسعه فرد و رابطه او با اطرافیان است، به دست آورند
.
(ادامه دارد)